۱۳۸۵ شهریور ۱۰, جمعه

گفتگو با تارانتینو و رودریگوئز


شما دو نفر اصلاً چطور هم را پیدا کرده‌اید؟


تارانتینو: بار اول در فستیوال تورنتو هم را دیدیم و یکساعت و نیم در لابی شلوغ یک هتل گپ زدیم .


رودریگوئز: اون «سگدانی» را ساخته بود و من هم ال‌ماریاچی ؛ درباره خشونت در سینما با هم صحبت کردیم . وقتی اولین بار هم رو دیدیم کوئنتین به من گفت از پروژه بعدیم خوشت خواهد آمد ، اسمش «پالپ‌فیکشن» است . بعدش من به سونی برگشتم و فهمیدم دفترمان کنار همدیگر است . این طوری‌ها بود که دمخور شدیم . اون برام قطعاتی از «پالپ‌فیکشن» رو می‌خواند ومن هم استوری‌بردهای «دسپرادو» را نشانش می‌دادم .



ایده ساخت گریند‌هاوس از کجا آمد؟


ر: من معمولاً به خانه کوئنتین می‌رفتم و او در سینمای خانگی‌اش این جور فیلم‌ها را برایم نمایش می‌داد . همیشه برنامه شب این‌طور بود که اول پیش‌پرده‌هایی از این فیلم‌ها می‌گذاشت و بعد یک فیلم بلند ، بعد دوباره چند پیش‌پرده و باز یک فیلم بلند . وحس من این بود که باید این شبها را برای بقیه دنیا هم بازسازی کنیم و کوئنتین هم گفت اسمش را بگذاریم گریند هاوس.



وقتی ایده را به باب و هاروی‌وینستین گفتید ، چه عکس‌العملی داشتند؟


ت: حقیقت این است که آنها همیشه وقتی می‌خواهیم فیلم تازه‌ای بسازیم خوشحال می‌شوند .



چرا اینقدر به فیلمهای بنجل دهه ۷۰ علاقه دارید؟


ر: خیلی از این فیلم‌هایی که کوئنتین نشانم می‌داد نسخه‌های درب‌و‌داغانی بود . گاهی حتی یک خط دیالوگ مهم یا نمای اصلی را از دست می‌دادی . اونقدر که کل فیلم از دست می‌رفت!...


ت : یک شب داشتیم فیلم« خیانت» ساخته اولیور ‌رید ریچارد ویدمارک را می‌دیدیم و یکی از حلقه‌های اصلی و میانی فیلم از بین رفته بود ومن از این وضعیت خوشم می‌آمد. اصلاً دوست نداشتم بدانم در حلقه از دست رفته چه اتفاقی می‌افتد . بیشتر علاقه‌مند بودم در ذهن خودم بازسازی‌اش کنم و این نظر ریک لینک لِیتر( کارگردان فیلم گیج و منگ) بود که ما حلقه از دست رفته را خودمان بسازیم .


ر : سعی کردیم از این ماجرا به نفع خودمان استفاده کنیم. در فیلم من هم یک حلقه گمشده وجود دارد . در اواسط فیلم جایی عبارت « حلقه گمشده » را خواهیم دید ؛ انگار وسط فیلم رفته باشی یک دوش ۲۰ دقیقه‌ای بگیری و وقتی برمی‌گردی سر رشته فیلم از دستت در رفته باشد !



فیلمهای مورد علاقه خودتان در این حوزه چیست؟


ت :« نقطه در حال محو شدن»، « هالووین» ، و با گذشت زمان هم فیلم « والنتاین خونین من» فیلم‌های محبوبم را تشکیل داده‌اند.


ر : فیلم محبوب من فیلمی زامبی محور است به نام « وحشت سیاره » !شبیه فیلمی‌ست از جان کارپنتر که مابین دو فیلم « فرار از نیویورک » و « آن چیز » ساخته شده باشد. دوست داشتم فیلمی درباره زامبی‌ها بسازم چون مدتها بود ، فیلم خوبی در این حوزه ساخته نشده بود.



رابرت! از آنجا که فیلمت درباره زامبی‌هاست ، فیلم محبوبت در این ژانر کدام است ؟


ر: هنوز« سحرگاه مردگان» رومرو را دوست دارم .



شما قبلاً هم سابقه همکاری دارید .کوئنتین یکی از سکانسهای سین سیتی را کارگردانی کرده و در شام تا بام و دسپرادو هم بازی کرده است و می‌دانم فیلمنامه‌هایی را می‌خواهید کار کنید به هم نشان می‌دهید . داشتن چنین دوست و همکاری چقدر اهمیت دارد ؟


ر: ما قبل از هر چیز دوستان همدیگریم و بعد اگر فرصتی شد فیلم هم با هم می‌سازیم.


ک : یک نکته مهم در این رابطه این است که بزرگتریم مخاطبان فیلم‌های هم هستیم.


ر: من حالا فیلمها را تقریباً فقط به این خاطر می‌سازم که بتوانم در خانه کوئنتین تماشایشان کنم .



( ترجمه مهرناز مصباح از اینترتینمنت ویکلی)


۲ نظر: