۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

دلیل سوز

تنها کسی که وقتی همزمان با حرف زدن با تو هزار تا کار دیگر هم می‌کرد، بهت برنمی‌خورد. بلند‌بلند غر می‌زد، با کامپیوترش دعوا می‌کرد. بعدها کشف کرد که بیش‌فعالی دارد و تقصیر خودش نیست این ‌سر هزار سودا و کارهای نیمه‌نصفه.

گیر افتاده بود وسط یک مناسبات بازاری لعنتی خانوادگی. سوداهای دیگری داشت. دنبال دنیای دیگری بود. کتاب روانشناسی خواند، اتومبیل طراحی کرد. فیلم‌ دید. با این حال همچنان در همان چاله‌ای دنبال اینها می‌گشت که برایش کنده بودند. دنبال کردن شغل پدری. استفاده از اعتبار فامیلی. آدم دوست داشت تکانش بدهد که “ول کن این‌ها را. چیزی از اینها در نمی‌آید.” اما از خیر مزایای این زندگی نمی‌شد گذشت…

بگذاریم پای روزگار، پای اختلاف لایف‌استایل یا چند خرده ماجرای پیش آمده، هم را ندیدیم مدتی. راستش ما طفره رفتیم از معاشرت. دلایل‌مان در عالم روزمره قانع‌کننده و حق به جانب بود. اما معیار دیگری هم هست…معیاری که دلایل را می‌سوزد.

تا امروز که یک تلفن یادمان انداخت آن یکی را. که سوخت همه دلایل‌مان. که افتادیم دنبال پیدا کردن عکس‌هاش، پروفایل فیس‌بوکش که اد نکرده بودیم. دنبال خیلی چیزها

علیرضا ظریف ( 1389-1359)

سخت نگیرید. همین الان گوشی تلفن را بردارید. تضمینی برای فرصت‌هایی که به خودمان قول داده‌ایم نیست. بعدش دیگر نوشتن هیچ نوشته‌ای افسوس را از جانتان نخواهد زدود. می‌شنوید؟ تیک‌تاک تیک‌تاک

۹ نظر:

  1. واقعا تسلیت می گم آقای روحبخش.

    پاسخحذف
  2. وااااااااای...

    پاسخحذف
  3. وووااای...با اجازه در پیجی که برایش در فیس بوک ساختیم ..مطلبتون و عکستون رو می ذارم...وااای

    پاسخحذف
  4. http://www.facebook.com/photo.php?pid=60049&o=all&op=1&view=all&subj=134197599936023&aid=-1&id=100001210612789#!/pages/In-the-loving-memory-of-Reza-Zarif/134197599936023

    پاسخحذف
  5. اونقد مزخرف نوشتی حال ادم بهم می خوره هم از خودت هم از رفیقت.تیک‌تاک تیک‌تاک…!!! چاقال

    پاسخحذف
  6. سی سال زندگی کرد، خدا رحمتش کنه ولی سی سال زندگی کرد!
    سی سال هم خوبه...یعنی فکر کنم بسه!
    نمیدونم...خدا رحمتش کنه...شاید بهتر باشه بگم خوش به حالش

    پاسخحذف
  7. پاراگراف سوم بدجوری تکونم داد، انگار حرف دل منم بود، خدایا ازین زندگی...

    پاسخحذف