۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

ذن و فن نگه‌داشت کامپیوتر

 

1 آن اوایل فکر می‌کردم کامپیوتر فقط چند قطعه الکترونیکی‌ست که سر هم شده و با نیروی برق و کمک برنامه‌نویسان حاذق می‌تواند کمک کند به امور بشر. یک چیزی مثل تلویزیون یا ریش‌تراش اما پیشرفته‌تر. به تدریج فهمیدم ماجرا اساسن چیز دیگری‌ست.

2 اولین شک‌ها مال زمانی است که سیستم خراب می‌شد و مهندسان کامپیوتر نمی‌فهمیدند چه دردش است. یکی می‌گفت از ویندوز است، تشخیص یکی کارت گرافیک بود و دیگری مطمئن بود که رم‌اش مشکل دارد. دقیقن مثل وقتهایی که با مشکلی غیر از سرماخوردگی می‌روید پیش دکتر‌های سرشناس شهر و هر کدام یک نظری می‌دهند.

3 بعد دیدم این چیزی که بهش می‌گویند سیستم  “مود” دارد. گاهی حالش خوش است حال می‌دهد به آدم. گاهی هم دمغ و سگ‌اخلاق است. این که چند تا برنامه را همزمان بتواند بخواند – کشف کردم- که ارتباط سرراستی با میزان رم‌اش ندارد. به “حس”‌اش ربط دارد. مثل نوجوان‌هایی که تازه کشف کرده‌اند بچه‌ها از کجا می‌آیند، شروع کردم به تست کردن و وررفتن با این ایده.

4 …و بعله.امروز با اطمینان می‌گویم این چیزی که بهش می‌گویند سیستم یک جور روح یا چه‌ می‌دانم سیستم احساسی دارد. حتی از این بالاتر قادر به تله‌پاتی با صاحابش است. وقتهایی که هنگ می‌کند من دقیقن می‌فهمم از کدام هنگ‌هایش است یا قرار است چقدر طول بکشد. از پیش می‌دانم چه وقتهایی با ری‌استارت مشکلش حل می‌شود و چه وقتهایی نیازمند محبت و توجه است. وقتی محبت بخواهد ننر می‌شود. باید ده نفر را بیاری بالای سرش. باید بشود نقل مجلس. درباره‌اش حرف بزنند و کیس‌اش را باز و بسته کنند. باید -حتی گاهی – مقداری خرجش کرد. تا دوباره خوشحال شود و احساس به‌دردبخور بودن بکند.وای از زمان‌هایی که سگ می‌شود. می‌خواهد بهت ثابت کند که تو مالکش نیستی. از فرمان‌های ساده سرپیچی می‌کند. سر باز کردن فایل‌های معمولی هنگ می‌کند. این طور وقتها بهش فحش ندهید ( نمی‌دانم دقیقن چه تصوری از مادر و خواهر دارد ولی) با فحش و فضیحت بیشتر لج می‌کند. یک کاری می‌کند که کلن بی‌خیالش شوید. اگر بحث صرفن بداخلاقی باشد با کمی قربان صدقه رفتن و وعده وعید دادن ( برایت یک هارد اکسترنال می‌خرم دو ترابایت) اغلب مشکل حل می‌شود.

5 اگر نمی‌خواهید وسط یک کار وقت‌گیر گرافیکی یکهو بدون سیو کردن خاموش‌شود، اگر نمی‌خواهید مثل همه وسایل الکترونیکی با ضربه خوردن و برخورد با اشیا تیز و برنده یا مایعات ، خراب شود و به هم بریزد، باید احساساتش را درک کنید. ببینید که کی خسته می‌شود؟ کی دلداری می‌خواهد؟ چه چیزهایی سر ذوقش می‌آورد؟ چه جور موسیقی به مذاقش خوش می‌آید؟ اینها را باید ذره ذره و با حوصله کشف کنید.

6 اینها را که گفتم هر کاربر کامپیوتر ( یعنی کسی که دست‌کم 6 ساعت در روز با کامپیوتر سر و کار دارد) خودش یا فهمیده یا خواهد فهمید. باقی هم که فال ورق‌اش را فقط بلدند بگذار به کارشان برسند…

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر