۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

مادر مکرمه آقای جعفر

 

1 یکی هست که می‌گوید:” راستش، آقای جعفر ،چه طور بگم، یک دودی دیدم در پشت‌بام شما، روم به دیوار، انشالله که اجاق همسایه باشد، ولی یک صدای ضعیفی هم بود، مثل جیغ مادر مکرمه‌تان، نه احتمالن اشتباه شنیدم، درست نیست این حرفها، حالا می‌گویم محض احتیاط، نه این که نگران شوید، محض احتیاط یک زنگی بزنید 125، خدای نکرده مشکلی چیزی نباشد. نیست انشالله.”

2 حالا در نثر نویسی هم همین‌طور است. کسانی که تازه نوشتن را شروع می‌کنند مثل همان آدم تعارفی هستند که می‌خواهند خبر آتش‌سوزی بدهند، به قدر حاشیه می‌روند و کلام را می‌پیچند که نه می‌فهمی منظورشان چیست، نه تاثیر می‌گذارد. یکی از دلایلش البته می‌تواند روزنامه‌خوانی باشد. هنوز که هنوزه - با وجود همه تغییرات- خبرنویسی ایرانی ریشه در نثر مبتذل قجری دارد. دایره لغات محدود و بی‌مایه، لقب‌سازی‌های متملقانه و مغلق‌نویسی‌های بی‌دلیل. کسی که تازه نوشتن را شروع می‌کند فکر می‌کند برای درست یا فصیح نوشتن باید با همان نثر منشیانه قجری بنویسد و حرفش را پشت هزار لذا و فلذا و می‌باشد، بگوید.

3 آدم‌ها بعد مدتی که هم بیشتر نثر خوب می‌خوانند، هم در مقام خواننده هوش و حواسشان جمع‌تر می‌شود می‌فهمند که چطور و چرا باید بجای مونولوگ‌کسل‌کننده نفر اولی ، صاف زد به خال .

4 اینها البته حکم کلی نیست. مثلن ایشی‌گورو در بازمانده روز آگاهانه همان ادبیات مثلن اتوکشیده رسمی را می‌گذارد در دهان شخصیت‌اش که یک سرپیشخدمت قدیمی است.

5 درک ماجرا ساده است. مجبور نیستید از کلیشه‌ها پیروی کنید. مجبور نیستید لقمه را مدام دور سرتان بچرخانید.

 6 اگر بوی آتش آمد و مادر بخت‌برگشته جعفر هنوز داخل خانه بود، دست‌دست نکنید. داد بکشید: جفعر ننت سوخت!

۳ نظر:

  1. :دی
    بله ...
    shoma begid chekar konim nasreman ravan bashad mese hamin jafar nanat sokht

    پاسخحذف
  2. مرسی . فکر کنم بدردم بخوره.اما عمل کردن بهش واسم خیلی سخته.

    پاسخحذف
  3. به آسیه: بخوانید و بنویسید. فقط

    پاسخحذف