۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه

آیا کسی پشت پرده به ما توجه دارد؟

1 در قسمت 22 پسرشجاع دقیقه 2 نمای بالا را می‌بینید.همچنان که مشخص است پوزیشن خانم‌کوچولو دقیقن با چشم‌جهان‌بین فراماسون‌ها مطابقت می‌کند. 22تقسیم بر دو هم که می‌شود 11. لابد می‌دانید که 11 عدد مقدس فراماسون‌هاست. البته از خنده معنی‌دار کاراکتر پسر شجاع در این نما هم نباید گذشت.باز همچنان که مشخص است لباس پسر شجاع تنها یک بند آن هم در سمت راست دارد که تداعی‌کننده نماد هرم در فراماسونری‌ست. نکته جالب توجه دیگر این که نام اصلی سریال Don Chuck Monogatari است. که اگر don را برعکس کنیم می‌شود nod که مشخصن با کلمه nude  هم آواست. به نظر شما طبیعی‌ست که هیچ‌کدام از شخصیت‌های این سریال بیش از یک تکه لباس ندارند؟ می‌بینید که فراماسون‌ها با فراست در حال تبلیغ عیان برهنگی و بی‌بندوباری در کارتون‌ها و فیلم‌هایشان هستند.

2 بازار تحلیل(؟)‌هایی مشابه آنچه خواندید این روزها در ایران گرم است.تئوری توطئه زاویه دید تازه‌ای نیست. به ایران هم منحصر نمی‌شود. همیشه کسانی پیدا می‌شوند که اصرار دارند حوادث پس‌ای دارند و دستان قدرتمند فراماسون‌ها (یهودی‌ها، انگلیسی‌ها، مسلمانان، کارتل‌های نفتی، هالیوود و...) هدایت‌گر اصلی سرنوشت بشر است. همیشه هم در زمان‌های پر التهاب و دلهره تئوری‌های توطئه پرخریدارترند.چه امریکای بعد یازده سپتامبر چه ایران حال ما.

آیا توطئه وجود دارد؟ آيا ما بازیچه لابی‌های قدرتمند جهانیم؟

3 معلوم است که مفهومی به نام توطئه چیز پرت و بی‌ربطی نیست. خیلی وقت‌ها بشر انگیزه‌ها و ابزار تبانی با گروهی به قصد رسیدن به هدفی را دارد. اما این تعریف بی‌در و پیکر به ما اجازه می‌دهد هر اتفاقی را در جهان توطئه قلمداد کنیم؟‌ پوپر دو معیار عملی برای محک زدن اتفاقات مشکوک به توطئه دستمان می‌دهد. او اعتقاد دارد در مواجهه با هر موضوع مشکوک به توطئه باید از خودمان بپرسیم:‌1. آیا توطئه‌کنندگان قادر به کنترل ( پیش‌بینی و بهره‌برداری) از نتایج توطئه خود بوده‌اند؟  2. آیا می‌توان توطئه را (نظر به تعداد آدم‌های درگیر در آن ) محرمانه نگه داشت؟

4 همه کسانی که خدمت‌ اجباری رفته‌اند می‌دانند به دور از اهمیت درجه‌بندی نامه‌های اداری ( محرمانه، فوق محرمانه،‌سری)  اغلب تصمیمات پیش از ابلاغ - گیریم با دقت پایین -همه جا می‌پیچید. همه که فرماندهان ارشد وفادار ستادی نیستند.  درهر حرکت جمعی همیشه تعداد زیادی سرباز خرده‌پای صف هم هستند. که نه به اندازه فرماندهان خود به حفظ اسرار مقیدند و هم بخاطر تاثیر تصمیم بالادستی‌ها روی حال و روز خودشان همواره نسبت به این تصمیمات تازه کنجکاوند.بنابراین  لاپوشانی یک توطئه در سطح جهان - که نیاز به ساکت کردن تعداد زیادی نیروی عملیاتی کوچک دارد- کار ساده‌ای نیست.از طرف دیگر در بسیاری از این تئوری‌های توطئه - مثلن گردهمایی محرمانه‌ سالانه اسپانیا که  معتقدند تصمیمات اقتصادی و نظامی بزرگ جهان آنجا گرفته می‌شود- نیاز به قدرت پیش‌بینی کامل زنجیره دومینویی دارد که مثلن راه انداختن جنگ در یک کشور خاورمیانه یا برخورد هواپیما به برج‌های دوقلو ایجاد می‌کند. اگر این جنگ‌افروزی - که باید با لاپوشانی کامل انجام شود- باعث فروش تسلیحات و افزایش قیمت نفت می‌شود، چطور می‌شود جلوی همه عوارض دیگرش - مثلن درگیری‌های نامطلوب در کشور همسایه، اعلام جنگ ناخواسته- را گرفت؟

5 نوع دیگری از تئوری‌های محبوب درباره "‌دعوای زرگری" است. دعوای ساختگی که به قصد "سرگرم کردن" مردم از طرف مراجع قدرت ساخته می‌شود. راه منطقی ساده‌ای هم برای درک ساختگی بودن این جور دعواها وجود دارد.  آیا عوارض این دعواها برای طرفین بیش از منافعش نیست؟ دعوای زرگری بیشتر مال تاک‌شوهای تلویزیون است که به قصد گرم کردن بازار رسانه سر موضوعات بی‌اهمیت جنجال می‌کنند. اما آيا دو مقام رسمی ممکن است در حضور مردم و رسانه ریسک انجام دعوای زرگری را بپذیرند؟‌ در اغلب موارد جواب منفی‌ست. خطر ریزش نیروهای خودی، چند شاخه‌گی و انشعاب، از بین رفتن مقبولیت نزد افکار عمومی، خطراتی هستند که به ندرت سیاست‌مداران درباره‌اش ریسک می‌کنند. گو این که برای "سرگرم کردن" افکار عمومی کارهای ساده‌تری مثل رو کردن یک پرونده قتل جنجالی یا نوسان قیمت پنیر وجود دارد.

6 کسانی که طرفداران سریال‌های معمایی‌اند حتمن با "کمپانی"‌آشنایی دارند. جایی که معمولن از سیزن سه به بعد وارد سریال می‌شود و مرکز همه خرابکاری‌ها و جنایات قبلی‌ست. یک جور دکتر موریارتی سازمانی که سر رشته‌های جهان را به دست دارد. استفاده از مفهوم "کمپانی" که همه توطئه‌ها زیر سر اوست یک ترفند دراماتیک شناخته شده برای محبوب کردن سریال‌هایی‌ست که با بحران تماشاگر روبرویند. فیلمنامه‌نویسان به تجربه دریافته‌اند که تئوری توطئه برای آدمیزاد جذاب است.

7 چرا تئوری‌های توطئه اینقدر محبوب و قانع‌کننده اند؟‌

8 شاید ضعف ما در مقابل تئوری‌های توطئه بخاطر جهل ناگزیرمان نسبت به جهان است. شاید یادآور دورانی از زندگی‌ پسارحمی است که جهان مبهم و غیرقابل پیش‌بینی بود و پشت همه اتفاقات شگفت‌انگیزی و بی‌ربطی که برایمان می‌افتاد ( گرسنه بودیم و سیرمی‌شدیم، کثیف بودیم و تمیز می‌شدیم، هاله آبی‌رنگ بالای سرمان - عروسک‌مان- غیب شده بود و بعد ظاهر می‌شد) دست پنهان کسی بوده.

9 و شاید هم نه. شاید خوش‌باوری ما به دست‌های پشت پرده برای التیام این حقیقت گزنده است که ما در جهان " رها "  شده‌ایم و کسی به فکرمان نیست. امید کوری‌ست که شاید این هاویه - و زندگی ما - برخلاف ظاهر درهم‌برهمش،‌م عنا و مفهومی دارد. چه باک اگر خط و ربط‌ اش شیطانی و بدخواه باشد، دست‌کم از این آرام خواهیم بود که موجودات تنهای بدبختی در جهان لایتناهی نیستیم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر