۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

جذب

1 من شرمنده‌ام. کاش قضیه کمی پیچ و تاب بیشتری داشت. کاش فلسفی‌تر یا دست‌کم علمی‌تر بود و لااقل اینقدر " عملی " نبود.
 2 قدیمی‌ترها شاید یادشان باشد که پنج سال پیش درباره قانون جذب نوشتم. قانونی شبه علمی که معتقد است آدمیزاد هر آنچه خودش می‌خواهد را از کائنات جذب می‌کند. از تندرستی و ثروت گرفته تا بدبختی و فلاکت.آخرش هم نوشتم : "من  هم اکنون مثل یک موش آزمایشگاهی با وقار دارم قانون «جاذبه » را روی خودم امتحان می‌کنم. مطمئن باشید اگر نظرم برگشت خبرتان خواهم کرد."
3 الان پنج سال گذشته و ریق ماجرا در آمده. یعنی از هم‌نظری و اعتقاد گذشته. صحتش از قانون جاذبه نیوتون هم برایم بدیهی‌تر شده. به جاییم هم نیست که کسی بخواهد ماجرا را مسخره کند یا بهش شبه علم بگوید یا مرا ابله فرض کند.
قانون جذب به شکل مضحکی صحیح و کاربردی است و اگر ژان پل سارتر زنده بود احتمالن از پیدا کردن گواهی دیگر بر این که "انسان همانی است که می‌خواهد" شاد می‌شد.

4 دو سوال احتمالی:
الف. من که اینقدر بدبختم یعنی خودم دلم می‌خواسته که اینجوری باشم؟
خب برای پاسخ به این سوال نیازی نیست از قانون جاذبه مایه بگذاریم. روانکاو‌های زیادی پاسخ‌تان را خواهند داد : "بله! دقیقن! شما همان‌چیزی هستید که فکر می‌کنید هستید" اگر به چیزهایی که (گمان می‌کنید) دوست دارید ، نمی‌رسید به احتمال زیاد خودتان خود را لایق رسیدن به آنها نمی‌دانید. بدون داد و فریاد و شلوغ‌کاری کمی با خودتان منصفانه خلوت کنید. این طور نیست؟
ب. خود تو که این ایده را تایید می‌کنی به همه چیزهایی که می‌خواهی رسیده‌ای؟
به همه چیزهایی که " خواسته‌ام" رسیده‌ام.
من البته گمان می‌کنم که خیلی چیزهای دیگر هم می‌خواهم. ولی راستش خوب که فکر می‌کنم خودم را نمی‌توانم در حال داشتن آنها تصور کنم. بابت همین اراده معطوف به خواست‌ام وجود ندارد. برای همین مادامی که خودم را - در تخیل- لایق آنها ندانم بهشان نخواهم رسید.
5 گمان نکنید با فرض صحت قانون جاذبه همه چیز حل می‌شود. ماجرا به این سادگی نیست. خواستن یعنی ایمان داشتن به رسیدن. این ایمان و یقین کار ساده‌ای نیست. مشکلات به جای برون معطوف به درون می‌شود. موانع شما دیگر همکار زیرآب زن و بدشانسی و این قبیل نیست. مانع‌تان تخیل خودتان است. جهان درون است. و بی خود نیست که قدما به افلاک جهان اصغر و به روان جهان اکبر می‌گفتند. البته که رام‌کننده جهان اکبر اوضاع جهان اصغر را بر وقف مراد خواهد یافت.
6 خواب بزرگ علی‌رغم ارادت به عرفا و شعرا همیشه از استدلال‌ آوردن به شیوه این دو گروه معظم فراری بوده. و در جهان عرفای بنگی و شارلاتان‌های شاعرمسلک، استفاده از ادبیات این دو دسته را آب ریختن به آسیاب عظیم بی‌خردی می‌داند. برای طالبان ایده‌های دیازپامی به قدر کافی مجله و کتاب و وبلاگ و استاد وجود دارد.
دوست دارم این نوشته به کار آن دسته خوانندگان شکاک منتقد بیاید که زخم‌معده آزارشان می‌دهد. دوست دارم  این راز کثیف کوچک را آنها بدانند و -اگر قرار نیست بر شانه‌های خود بنشانند این خلق بیشمار را ، دست‌کم- شب‌ها راحت‌تر بخوابند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر