۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

سه راه حل برای یک مسئله

این نوشته شاید " اسپویلر" لازم دارد اما واقعن کیست که نداند شرلوک‌هولمز و پرفسور موریارتی پس از نبردی تن‌ به تن به مغاک آبشار رایشن‌باخ سقوط کردند؟ کسی که نمی‌داند از ما نیست.
 
دیگر همه می‌دانند که کانن دویل می‌خواسته شر مخلوقش را کم کند برای همین در قصه "مسئله نهایی" او را به مبارزه با حریف قدیمی‌اش فراخوانده و نابودش کرده‌است. واکنش خشن خوانندگان هولمز به این مرگ باسمه‌ای بعد مدت کوتاهی او را واداشت که قصه " خانه خالی" را بنویسد و هولمز را به جهان زندگان بازگرداند.
گرچه هولمز زنده شد اما رویارویی هولمز و موریارتی قطعه‌ای نیست که اقتباس‌‌کنندگان سینمایی و تلویزیونی هولمز راحت از خیرش بگذرند. هر چه باشد موریارتی (در کنار آیرین آدلر) تنها حریف قدر کارآگاه افسانه‌ای بوده. این نوشته درباره سه بازسازی مرگ هولمز است.
1. ماجراهای شرلوک هولمز.گرانادا:

این مجموعه تقریبن وفادارترین بازسازی هولمز است. طبعن "مسئله نهایی"‌اش هم که آخرین اپیزود فصل اول است نعل به نعل قصه دویل جلو می‌رود و همان مشکل قصه اصلی را دارد: نبرد هولمز و موریارتی قابل باور نیست. موریارتی تقریبن سن پدربزرگ هولمز را دارد. هولمز در کالج قهرمان بوکس چینی بوده و مبارزه تن‌ به تن آنها - جز به خواست نویسنده- نمی‌توانست به پرت شدن هولمز بیانجامد. گذشته از این‌ها اصلن رخ دادن این دوئل تن‌به‌تن عجیب و غیرقابل باور است. انگیزه‌های موریارتی برای درخواست گلاویز شدن غیرقابل درک و قبول کردن آن از سوی هولمز کودکانه است.
2. شرلوک.بی‌بی‌سی :

موریارتی دیگر پیر و پاتال نیست. هم‌سن و سال هولمز است. با این حال دوئل آنها جذابتر از زد و خورد ساده است. موریارتی ابتدا هولمز را بدنام می‌کند بعد از می‌خواهد که از بالای ساختمان خود را به پایین پرت کند.به یک دلیل ساده: اگر این کار را نکند تک‌تیراندازهای او واتسن و خانم هادسن را خواهند زد. برخلاف قصه اصلی حالا هولمز در موقعیتی است که ظاهرن چاره‌ای جز پذیرش این درخواست ظالمانه ندارد.
زنده ماندن از سقوط داخل آبشار را باز می‌توان ماست‌مالی کرد اما سقوط از پشت‌بام کف خیابان؟  نمی‌دانم نویسندگان چطور می‌خواهند قصه باورپذیری برای جان به در بردن هولمز بسازند. قطعن این کار را خواهند کرد و برای دانستن‌اش باید تا فصل سوم سریال صبر کرد.
 3. شرلوک هولمز: بازی سایه‌ها. گای‌ریچی:

اما راه حل گای‌ریچی هوشمندانه است. اول این که موریارتی را جوان‌تر از نسخه ادبی‌ش می‌گیرد. بعد سابقه بوکس‌بازی هم به کارنامه‌اش اضافه می‌کند. از سوی دیگر با شرلوکی طرفیم که روی توانایی‌های جسمانی‌اش بیش از اغلب اقتباس‌ها تاکید شده. او با توانایی‌ها ذهنی‌اش اول حرکات حریف را پیش‌بینی می‌کند بعد با تعداد ضربات حساب‌شده‌ای کار او را می‌سازد.
گرچه مشخصن نامی از رایشن‌باخ نمی‌آید اما برای ادای دین به قصه اصلی مبارزه نهایی در تراس اجلاسی در سوئد بر فراز آبشار می‌گذرد.
چرا هولمز تن به درگیری فیزیکی‌ می‌دهد؟ موریارتی تهدید می‌کند- که به جبران پیروزی چند دقیقه قبل هولمز در پرونده - واتسن و تازه عروسش را خواهد کشت. طبعن هولمز  برای نابودی سریع موریارتی ( پیش از این که دستور به این قتل بدهد)انگیزه کافی دارد. اما مبارزه آنها نابرابر خواهد بود. یکی از شانه‌های او پیش از این به شدت آسیب دیده و موریارتی این نقطه ضعف را می‌داند. او هم همراه موریارتی در بازی ذهنی می‌تواند تجسم کند که پایان مبارزه تن‌به‌تن به ضرر خودش خواهد بود. پس حالا که او به ناگزیر پرت خواهد شد و موریارتی هم باید بمیرد می‌تواند او را هم همراه خودش پایین بکشد. به این ترتیب علی‌رغم این که ظاهر ماجرا -پرت شدن دو حریف در آبشار رایشن‌باخ- به قصه دویل شباهت دارد اما منطق آن مستدل‌ و باور پذیر است. حتا باورپذیرتر می‌شود وقتی در سکانس آخر بفهمیم که هولمز حواسش بوده که دستگاه تنفس برادرش را هم در جیب دارد و می‌توانسته به این واسطه از خفگی جان به در ببرد.
...
حالا که صحبت از سه موریارتی شد بد نیست از یک موریارتی بامزه دیگر هم یاد کنم. موریارتی کتاب نیکلاس میر : راه حل هفت درصدی . در این قصه موریارتی یک معلم ریاضی بخت‌برگشته است که هدف بدگمانی‌های هولمز قرار گرفته و برای رهایی از او دست به دامن واتسن و مایکرافت می‌‌شود. آن دو برای درمان پارانویای هولمز -که تحت تاثیر کوکائین تشدید هم شده -سراغ فروید می‌روند و پدر روانکاوی کشف می‌کند شرلوک در کودکی و در خاطره‌ای فراموش شده یک بار ناغافل صحنه خیانت مادرش با معلم ریاضی‌شان که همین جیمزموریارتی باشد دیده است و به همین دلیل است که الان در بزرگسالی او را دست پنهان جنایت در سراسرجهان می‌داند.

۱ نظر:

  1. بعد دیدن نسخه بی بی سی تا چند روز دنبال" تریک" بودم که ببینم چطور می خوان شرلوک رو برش گردونند..نو لاک!

    پاسخحذف